به ما چه؟

 

بیت المقدس شرقی
اردوگاه فلسطینیان در بیت المقدس شرقی

 

*پس از پیروزی در جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷، اسرائیل ۷۰ کیلومتر مربع از کرانه باختری و بخش شرقی بیت المقدس را “ضمیمه خاک خود” کرد. ۲۸ شهر و روستای فلسطینی جزو این مناطق بودند.

* اکنون ۲۵۰ هزار فلسطینی ساکن این منطقه با آن که به شهرداری بیت المقدس (اورشلیم) مالیات می پردازند، اما تابعیت اسرائیلی ندارند.

*طبق قوانین بین المللی شهرک هایی که دولت اسرائیل در مناطق اشغالی ساخته غیر قانونی است. حدود ۳۰ درصد از این منطقه شهرک سازی شده که بیش از ۲۰۰ هزار یهودی در آن سکونت دارند.

*دولت اسرائیل به بهانه جلوگیری از عملیات استشهادی اقدام به ساخت دیوار در کرانه باختری کرد. اما در بسیاری از بخش های بیت المقدس شرقی این دیوار بخاطر ممانعت از ورود شهروندان فلسطینی به داخل شهر کشیده شده است. فلسطینی ها معتقدند هدف از ساخت این دیوار، اشغال سرزمین های فلسطینی و تعریف دوبار مرز میان کرانه باختری و بیت المقدس شرقی است. دادگاه بین الملل هم وجود این دیوار را غیر قانونی اعلام کرده است.

*در آن سوی دیوار، جایی که “جزو حریم شهرداری بیت المقدس″ است، اردوگاه پناهندگان فلسطینی است. ساکنان این اردوگاه به دولت اسرائیل مالیات می پردازند ولی اجازه ورود به بیت المقدس را ندارند.

*شهرداری بیت المقدس هیچ پارک یا مکان تفریحی دیگری در محله های فلسطینی بیت المقدس شرقی نساخته است. بنا به تحقیقی که در سال ۲۰۰۶ توسط منیر مرگلیت، مورخ اسرائیلی منتشر شد، اعراب ساکن بیت المقدس ۳۳ درصد از جمعیت کل شهر را تشکیل می دهند، ولی سهمشان از بودجه رفاهی شهر ۱۵ درصد و از بودجه آموزشی ۱۲ درصد است.

*در این تحقیق آمده که ۶۲ درصد از فلسطینیان بیت المقدس شرقی در فقر بسر می برند در صورتی که این رقم برای اسرائیلی های این قسمت از شهر ۲۳ درصد تخمین زده شده است.

*در محله های فلسطینی نشین سیستم فاضلاب وجود ندارد و زمان ساخت خیابانها به دوره عثمانیان باز می گردد.

*بخشی از بودجه ای که به فلسطینی ها اختصاص داده می شود، صرف تخریب خانه هایی می شود که آن ها غیر قانونی ساخته اند. روند اخذ مجوز ساخت برای فلسطینیان آنقدر مشکل است که تقریبا غیر ممکن می نماید.

- منبع اطلاعات

-عکس از سایت یو آو گالای، عکاس اسرائیلی (توصیه می کنم حتما مابقی عکس ها را هم ببینید)

- هفته آینده ۱۴ می، سالروز اعلام استقلال اسرائیل و خروج کامل انگلستان از خاک فلسطین است.

جناب ضرغامی؛ باز هم اشتباه کردید!

(در حاشیه تغییر مدیر رادیو جوان) 

مهندس ضرغامی

مدیریت محترم سازمان صدا و سیما! به عنوان یک مخاطب ساده رسانه ملی، نمی توانم سکوت کنم در برابر تغییر بی سر و صدا و ناجوانمردانه مدیری از معدود مدیران موفق رسانه ای کشور که در چند روز گذشته توسط جنابعالی صورت گرفت.

معتقدم شهرام گیل آبادی، فارق از اسم و رسم و تحصیلات و سابقه اش، مدیری موفق در عرصه رسانه بود که توانست در سالهای حضورش در رادیو جوان، یک انقلاب رسانه ای کم نظیر در این رادیو بوجود آورد.

در شرایطی که رسانه های مهم و کاملا حکومتی کشور، در جذب مخاطب به شدت ضعیف و بی خاصیت بودند؛ و در شرایطی که عمده شنوندگان رادیو، کهنسالان بالای پنجاه سالی بودند که نه به خاطر جذابیت رادیو، بلکه به خاطر علاقه به رادیوی ترانزیستوری قدیمی و مونس شب های تنهایی شان پای رادیو می نشستند، رادیو جوان توانست با بازنمودن فضای رسانه ای و از بین بردن برخی خط قرمزهای بیهوده و جعلی، و البته با بکار بردن خلاقیت برخواسته از شور جوانی مدیران و دست اندرکارانش، گستره وسیعی از مخاطبان را جذب کند.

آری! در وانفسای ناتوانی جذب مخاطب در رادیو، و در شرایطی که اهالی رسانه، رادیوی جمهوری اسلامی ایران را در قهقرای رسانه ای و در آستانه نابودی می دانستند، این رادیو جوان بود که توانست با جذب مخاطب از همه طیف های سنی و فکری، کارشناسان و مردم را به آینده رادیو “امیدوار” کند.

در زمانی که رسانه های حکومتی و کم مخاطب، شب و روزشان را به تملق و چاپلوسی و تقدیر و تشکر ساختگی از مسئولان می گذراندند؛ و در زمانی که شنیدن انتقاد عمیق و درست( و نه بخاطر حفظ ظاهر)، از بلندگوی رسانه ملی “رویا” می نمود؛ در زمانی که اندک منتقدین موجود هم راه و رسم انتقاد کردن و منتقد خوب بودن را بلد نبودند، و در شرایطی که روزنامه های غیر دولتی، انتقاد را با عقده گشایی و تخریب بی وقفه اشتباه گرفته بودند، این “رادیو جوان” بود که توانست با تهیه و پخش برنامه های انتقادی نظیر “ساعت ۲۵″، باب انتقاد و تذکر مشفقانه را باز کند و راه و رسم انتقاد کردن صحیح را نیز به منتقدین کینه ورز و سیاست زده نشان دهد.

آری! باز شدن باب انتقاد صحیح و اصولی توسط رادیو جوان، گرچه هزینه های گزافی برای مدیران این رسانه موفق داشت(هزینه هایی که ظاهرا بی نتیجه هم نبود) اما باعث شد حداقل برای یک بار مسئولین، وجود چشمان ناظر و حساس و تیزبین را بجای زبان های چاپلوس و بی خاصیت و ظاهر بین حس کنند.

هنگامی که رسانه ملی، جولانگاه برنامه های خسته کننده و تکراری شده بود، و هنگامی که فقدان نیروی انسانی مجرب و خلاق، صدا و سیما را مانند بسیاری از دستگاه های کشور دچار خمودگی و یکنواختی کرده بود؛ هنگامی که پیدا کردن یک مجری جوان، خلاق و کاربلد، یکی از آرزوهای مخاطبین رسانه ملی شده بود؛ و هنگامی که فقدان نیروی مبتکر، برنامه های رادیو و تلویزیون را روز به روز ضعیف تر و کم جاذبه تر می نمود، این رادیو جوان بود که توانست چند چهره جوان، جدید، با استعداد و جذاب را معرفی کند و به مردم نشان دهد که رسانه ملی، تنها متعلق به مجریان، گویندگان و برنامه سازان بازنشسته نیست.

آری! رادیو جوان باعث شد بسیاری از جوانان این مرز و بوم، با صدای گرم و برنامه های جذاب مجریانی چون بنفشه رافعی، فاطمه صداقتی، رضا آفتابی، نیما رئیسی، فرزاد حسنی، مهران دوستی(که گرچه با سابقه است اما بدون شک برنامه “نشانی” اوج کار وی است)، فرشید منافی، حامد مرادیان، زهره هاشمی و خیلی های دیگر، مجددا به رادیو روی خوش نشان بدهند.

گرچه برخی از این عزیزان در دوران مدیران قبلی رادیو جوان نیز مشغول فعالیت بودند اما سیاستگذاری جدید و شجاعانه مدیریت جوان رادیو جوان، در شکوفایی و موفقیت روزافزون جوانان رادیو جوان تاثیر بسزایی داشت.

مجریان رادیوجوان

جناب ضرغامی! همه ما می دانیم که در فرهنگ عمومی و ذهنیت ملت ما، انتقاد پذیری به همراه انتقادکردن اصولی و صحیح، محلی از اعراب ندارد. بدیهی است که در چنین شرایطی، زمانی که یک ایستگاه رادیویی باب این نوع انتقاد را باز می کند، مقاومت در برابر انتقادات نیز زیاد و زیادتر می شود.

می دانم و می دانید که بسیاری از فشارها و ایراداتی که به رادیو جوان از سوی سایت ها و رسانه های عمومـا دولتی و حکومتی مطرح می شد، ریشه در همین “انتقادناپذیری” داشت. چسباندن برچسب هایی چون ابتذال، هنجارشکنی، سبک بودن و … نیز تنها پوششی برای ناراحتی و ابراز نارضایتی برخی از مسئولین از مورد انتقاد واقع شدن بود.

انگ های اینچنینی تنها بهانه بود، آقایان تحمل انتقاد نداشتند(و ندارند).و الا چه کسی است که نداند رادیو جوان، آن گونه که از اسمش پیداست رادیوی “جوانان” است و بسته به نوع مخاطبان آن، باید تفاوتی با مثلا “رادیو معارف” داشته باشد.

می دانم و می دانید که پرچمدار مخالفت با عملکرد رادیو جوان، رسانه های دولتی و سایت ها و خبرگزاری های وابسته به دولت بودند. به عنوان یک “طرفدار دولت” و کسی که بارها از عملکرد دولت در برابر اتهامات، در همین سایت یا در تریبون های دیگر دفاع کرده ام، معتقدم شما نباید در مقابل این فشارها کوتاه می آمدید. گرچه شاید این مسئله کمی دشوار بود اما یکبار برای همیشه، اجازه می دادید که روال منطقی و صحیح رادیو جوان در بوجود آوردن دید منتقدانه و مشفقانه، فضای لازم را در جامعه باز کند و انتقاد ناپذیران زیاده خواه،وارد کردن اشــکال گوناگون فشار از جهت های مختلف به مدیران رسانه ملی را بی فایده دیده، به اصلاح عملکرد خود و تقویت روحیه انتقاد پذیری بپردازند.

شهرام گیل آبادی

جناب ضرغامی! گرچه شما و معاونت صدا نیز در کارنامه درخشان رادیو جوان در سال های اخیر سهم عمده ای داشته اید اما فکر کنم با من هم نظر باشید که تحولات فرخنده و بی سابقه مذکور در رادیو جوان، مرهون زحمات و خلاقیت مدیر جوان آن یعنی شهرام گیل آبادی بود.

جا داشت به جای تغییر بی سر و صدای گیل آبادی و به نوعی تبعید وی به اداره نمایش صدای سازمان صدا و سیما، تقدیری شایسته زحمات این مدیر شایسته به عمل آورده و جلوی سروصدای فاتحانه بدخواهان رادیو جوان و مدیر سابق آن و رسانه ملی را می گرفتید. نباید اجازه می دادید که در میان اهالی رسانه، این سخن دهان به دهان بگردد که “ضرغامی این بار هم کوتاه آمد.”

جناب ضرغامی! برادرانه از من بپذیرید. شما باز هم اشتباه کردید…

بحران اطلاعات

کاری ندارم که دانشجو باید همیشه در صحنه باشد و یا به فکر “آخرین سنگر آزادی” باشد و یا از مبانی اسلام و انقلاب و … دفاع کند و چه و چه.

موضوعی که مرا حیرت زده و نگران می کند این است که اکثر عناصر سیاسی دانشگاه، از هر دو گروه انقلابی یا ضد انقلاب، مومن یا بی دین، بسیجی یا انجمنی و امثالهم، از یک فقر اطلاعاتی شدید رنج می برند.

منابع خبری آن ها، که آن هم جمع بسیار محدودی از بین این دوستان به آن منابع رجوع می کنند، حداکثر محدود می شود به یکی دو سایت داخلی. به طور طبیعی اگر این یکی دو سایت، خبری را منعکس نکنند و یا به درستی به آن نپردازند(غیر محترمانه اش می شود این که دروغ بگویند) دو حالت ممکن است اتفاق بیفتد؛ یا سیاسیون محترم دانشگاه کاملا بی اطلاع می مانند یا اطلاعاتشان نادرست خواهد بود!

همانطور که گفتم نکته منفی ماجرا آن است که این بی اطلاعی، بحرانی “همه گیر” است و فقط به یک گروه سیاسی محدود نمی شود. بدیهی است که از دل اطلاعات محدود و بعضا نادرست، تحلیل های محدود تر و نادرست تر هم در می آید.

نمی دانم برای حل این موضوع چه باید کرد…